تبليغاتX
ترانه اي كه نخواهم سرود من هرگز
سه شنبه 28 آبان1387
ای آسمان ِخاکستریم را شور ِ آبی ِ بیکران!
بغض ِ سالخورده ام

از چشمان تو جوشید

و مسیر ِسردم

با  ید  ِبیضای تو

رو به سوی خورشید کرد

ای آسمان ِخاکستریم را

                  شور ِ آبی ِ بیکران!

افسوس که تمنایت

قرن ها پیش از خرامت

بر سرم آوار شد....

+ نوشته شده در 8:27 توسط سهيل آقازاده.
یکشنبه 26 آبان1387
...از جماعت مردگان
 هیچ پلی

بر راه نبود

من بودم

و پروازهای پیاپی

و آسمانی سرپناه

که دریغ می کرد

فریاد را

از جماعت مردگان

+ نوشته شده در 10:21 توسط سهيل آقازاده.
سه شنبه 21 آبان1387
رعشه ای چونین ساکن
کوهستان سرد ِ

         هزار عقرب ِ منگ

جهل خندان ِ

        هزار آغوش گرم

وحشت گداخته ی

        دستانی بی خواب

و ترس ِگنگ ِ

        بی شمار خیابان

 

رعشه ای چونین ساکن

از کجای تنم می روید؟

+ نوشته شده در 11:55 توسط سهيل آقازاده.
یکشنبه 19 آبان1387
سینه ام به اندازه تمام اشک های جهان تنگ است
 کاش

خیابان های فاحشه را

می بلعیدم

با پاییزهای سرد

و خورشیدهای گرمشان

افسوس که سینه ام

به اندازه ی

تمام اشک های جهان

تنگ است!

+ نوشته شده در 7:52 توسط سهيل آقازاده.
دوشنبه 13 آبان1387
بی مجالی ٬ برای گریز
 پاییز که بیاید

خیابان های خسته

خانه می کنند

بر پیکرم

و من می شوم

کوچکترین کوچه ی شهر

بی مجالی ٬ برای گریز

+ نوشته شده در 11:36 توسط سهيل آقازاده.
سه شنبه 7 آبان1387
هزار دشنه ی زهر
 بزرگی ات را

با کوچکیم ریشخند

خواهم کرد

و فریادت را

با نجوایم

چرا که بر

هر گام ِصدایم

هزار دشنه ی زهر

خانه دارند!

+ نوشته شده در 8:21 توسط سهيل آقازاده.