تبليغاتX
ترانه اي كه نخواهم سرود من هرگز
یکشنبه 27 بهمن1387
ببخشید آقا!پیاده می شم...
خوب به یاد دارم

پیکان بود

و تو فرشته ای که

از آن سوی کهکشان

سقوط کرده بودی

بر این آهن قراضه٬

و من خوب می دانستم

آسمانم را گم خواهم کرد

وقتی تو زیر لب بگویی:

"ببخشید آقا!پیاده می شم..."

+ نوشته شده در 20:19 توسط سهيل آقازاده.
جمعه 25 بهمن1387
مردگان هم می گریند...
بیرون

   باران می بارد

چه کسیست که باور کند

مردگان هم

          می گریند....


پ.ن:این جا دوساله شد.۲۳بهمن دوسال پیش بود که این صفحه مامنی شد تا تنهایی های هر روزه ام را در آیینه اش ببینم.می خواستم پستی بگذارم و بگویم که این صفحه چقدر خانه ام بوده در این دو سال٬اما حرف خورده می شود گاهی....

پ.ن:این هم نوشته ی پدرم در باره ی همین دو سالگی(+).

+ نوشته شده در 20:52 توسط سهيل آقازاده.
پنجشنبه 17 بهمن1387
طرح اندام تو

پنجره ی اتاقم

طرح اندام تو را دارد :

خالی

      سرد

و کوچه ای

           که پر می کشد

                         به سوی آسمان.....

+ نوشته شده در 22:25 توسط سهيل آقازاده.
یکشنبه 13 بهمن1387
كوچكترين اتاق جهان را دارم

من

کوچکترین

اتاق جهان را دارم.

شرقش

     شرق آسمان و

شمالش

     شمال زمین.

من

کوچکترین

افسوس جهان را دارم...

+ نوشته شده در 10:5 توسط سهيل آقازاده.
یکشنبه 6 بهمن1387
نیمی ابر و نیمی طوفان...

بی شک

         جنگل را

                    تو زادی

با اشک هایت

بر زمین و

خورشید را

با لهیب نگاهت

بر آسمان.

بی شک

تو بودی که

در من می گریستی

نیمی ابر

        و نیمی طوفان....

+ نوشته شده در 14:20 توسط سهيل آقازاده.
پنجشنبه 3 بهمن1387
دریا غرق است در خیسی لبانت
دریا غرق است

در خیسی لبانت.

آسمان

در هرم نفس هایت.

خورشید

در داغی گونه ات.

راهها در تقلایت

برای رفتن

و شاعری

در تمنای

بیت بیت سینه ات.

عالمی

دیوانه می شود

وقتی خانه می کنی

در افسوس چشم هایم....

+ نوشته شده در 14:13 توسط سهيل آقازاده.