
تو قرص می شوی
و من تو را
دانه دانه سرما می خورم،
که تابستان سرد بود
و من تو را
تن پوش کردم
که قطره قطره
آب می رفتی
اشک هایت را
و من عریان تر می شدم
این سرما را،
که پاییز سرد بود
و من تو را
دانه دانه قرص می دیدم
که آب می شدی
میان لرزهایم!
پ.ن: من سرما / می خورم / تو را دانه دانه / ای لبخندت / تمام قرص های من !