
ايكاروس
ساكن خانه بعديست
با درهاي سبز
و پنجره هاي سرخ
هر روز صبح
هفت بار مي ميرد
و هر شب
حمام خون مي گيرد
در اتاق صورتي رنگِ
همسربدكاره اش
ايكاروس
به خورشيد مي خندد
و ايمان دارد
كه روزي
ترتيب خورشيد را
خواهد داد
ايكاروس
افلاطوني سيگاريست
و بهترين رفيقش
سنگيست كه سزيف را
سركار گذاشته است
ايكاروس
گه گاه كافكا مي خواند
و گاهي هواي زنش را مي كند
ايكاروس
ترس از ارتفاع دارد
و يك سال در ميان
پدر نمونه انتخاب مي شود
ايكاروس مي خندد
به تمام افسانه هاي زمين
و از يونان بي زار است
و بزرگ ترين آرزويش
به آغوش كشيدن
لامپ كم مصرف خانه است!
توضیح:ایکاروس٬فرزند ددالوس از قلب اساطیر یونان پر و بال می گیرد.ایکار به همراه پدرش به زندانی در جزیره کرت یونان تبعید شده بود.تلاشش برای فرار از تبعیدگاهش به این دلیل نافرجام ماند که تلالو خورشید آنچنان سرمستش کرده بود که ارتفاع مقرر برای پرواز را از یاد برد و به خورشید نزدیک و نزدیک تر شد٬تا جایی که موم های بال های دست سازش از هم گسیختند و ایکاروس به جای یافتن خانه ای در خورشید در دریا مامن گرفت.......
